راز سخن

به احترام سپیده

پریده رنگ پرِ قو به احترام ممول

پریده رنگ پرِ قو به احترام ممول
قشنگ‌تر شده آهو به احترام ممول
رسیده خربزهٔ صبح و بید شب نزده
هنوز دست به چاقو به احترام ممول
دماغ پینوکیو زیر تیغ جراحی
شده به ریزی ابرو به احترام ممول
شبیه دختر ترشیده چند سالی هست
که خانه مانده پرستو به احترام ممول
برای تنبلی‌اش لاک‌پشت هر هفته
سه وعده می‌خورد آلو به احترام ممول
نه اینکه دست به جاروش خوب نیست هری
خودش نمی‌کنه جادو به احترام ممول
دلیلش این همه بیمار قند خونی نیست
دیابتی شده زالو به احترام ممول
سفیدبرفی اگر ادعا کند که سرم
کنمش یک‌سره پارو به احترام ممول
به ببر نادر مازندران یواش بگو
به ازدواج بکن رو به احترام ممول
چه بهتر است جوان تف به جای ژل بزند
درست اگر نکند مو به احترام ممول
هر آدمی که سوئی‌شرت گل‌بهی تنش است
نمی‌دهد عرقش بو به احترام ممول
اگر دوباره بشر خلق می‌شد از میمون
نمی‌شد این همه هالو به احترام ممول
میان قاضی و بقال نیست فرقی اگر
نشد بلند ترازو به احترام ممول
کنار عرش که سگ ایستاده می‌شاشد
خدا نشسته دو زانو به احترام ممول
و چرم گاو زنازاده دارد آن کشکول
که صاحبش نگه یاهو به احترام ممول
زیاد بود جک و جانور ولی مثلا
نشد اشاره به یابو به احترام ممول
مخاطبان گرامی همه به پا خیزید
به خاطر قدم او به احترام ممول

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.