قطعهٔ خستگی
خستهام خسته مثل ماشینها
خستهام خسته مثل ماشینها
خسته از رسمها و آیینها
خسته از ضعفِ ملتِ مانده
تحت تاثیر قدرت دینها
هر کجا مین زیادتر باشد
بیشتر میشوند آمینها
همنژادند با میازاکی
قاتلین لعین دلفینها
تخمِ قیصر شدن ندارد کس
پس چرا کم شدند فردینها
شنبه تا پنجشنبه بدبینم
جمعه هم دلخوشم به کفبینها
دست مارادونا و پای شما
گوشها در مصاف یاسینها
اسبمان زین و زینتان زرین
اسبها در برابر زینها
میگذارند و شرط میبندند
موی ما را کنار موچینها
وقتی از پُر شدن زمین پوسید
نام چین آن زمان که شد چینها،
سازمان محیط زیست مدال
میکند گردن تموچینها
(هی! تو! بالانشین بیبُته!
هان! نیایی یه وخت پایینها؟!)
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.