راز سخن

گریه

سایه ها زیر ِ درختان در غروب ِ سبز می گریند

سایه ها زیر ِ درختان در غروب ِ سبز می گریند
شاخه ها چشم انتظار ِ سرگذشت ِ ابر
و آسمان چون من غبارآلود ِ دلگیری
باد بوی خاک ِ باران خورده می آرد
سبزه ها در رهگذار ِ شب پریشان اند
آه ، اکنون بر کدامین دشت می بارد ؟
باغ ، حسرتناک ِ بارانی ست
چون دل ِ من در هوای گریه ی سیری ...

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.