راز سخن

صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا

۵۹۴- مولانا زینی مشهدی

پسر درویش روغنگر است اما زینی برای تحصیل از مشهد مقدسه متوجه عراق گردیده و هم در آنجا فوت شد این اشعار از آن برای مسافر عالم بقاست :

دیدمش دیروز، عشق آمد گریبانم گرفتآتش عشقش باول شعله در جانم گرفت

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.