راز سخن

۵۵۷- مولانا گرامی بغدادی

مرد فقیر بی تعین بود در خدمت تکلتوخان بود گناهی کرد بعوض آن گوش گرامی را بموجب امر صاحبقرانی بریدند و بدین واسطه به شروان رفت و دیگر احوال او معلوم نشد این مطلع از اوست :

مرد فقیر بی تعین بود در خدمت تکلتوخان بود گناهی کرد بعوض آن گوش گرامی را بموجب امر صاحبقرانی بریدند و بدین واسطه به شروان رفت و دیگر احوال او معلوم نشد این مطلع از اوست :
با من آن سرو سیم بر چه کند
یار اغیار شد دگر چه کند

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.