۵۲۹- مولانا محنتی شیرازی
واعظ خوشخوان بود و گاهی در اثنای وعظ شعر خود میخواند و حالی میکرد که موجب نفرت مردم می شد، این مطلع از اوست :
واعظ خوشخوان بود و گاهی در اثنای وعظ شعر خود میخواند و حالی میکرد که موجب نفرت مردم می شد، این مطلع از اوست :
سر دهان او را جستم ز نکته دانی
گفتا ز بی نشانی . کس چون دهد نشانی!؟
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.