راز سخن

۴۷۳- مولانا عشقی کاشانی

در اول عامی تخلص میکرد آخر بعشقی قرار داد در چهل سالگی عشق خواندن پیدا کرد و آن قدر جهد کرد که مسوده ی شعر خود را میتوانست خواند اما گاهی شعرهای خوب از او سر میزد این دو مطلع از اوست :

در اول عامی تخلص میکرد آخر بعشقی قرار داد در چهل سالگی عشق خواندن پیدا کرد و آن قدر جهد کرد که مسوده ی شعر خود را میتوانست خواند اما گاهی شعرهای خوب از او سر میزد این دو مطلع از اوست :
نون والقلم ز ابروی و قدت کنایتی
قد جانان که از هر سو بتی بینم گرفتارش
بدان شاخ گلی ماند که باشد غنچه بسیارش
شادم که دامنم سگ کوی تو میکشد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.