راز سخن

صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا

۴۰۱- زلالی تبریزی

در صاحب حسنی شاعر شد و او را مدد میکردند لاجرم ریشش سربزد و دیگر از شعر دم نزد . آخر پایمال استخفاف گشته بخفافی قرار گرفت . این دو مطلع از اوست :

غایب مشو ای نور دو چشم از نظر مانیکو نبود روز گذشتن ز سر ما
بشنو این نکته سنجیده ز غم خورده ی عشقکه به از زنده ی بی عشق بود مرده ی عشق

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.