۴۰۰- مولانا همدمی همدانی
مردی لاابالی و بی قید بود و از بی قیدی اکثر اوقات در شرابخانه بسر می برد این دو مطلع از اوست :
مردی لاابالی و بی قید بود و از بی قیدی اکثر اوقات در شرابخانه بسر می برد این دو مطلع از اوست :
دوش ایدل دیوانه بدان مست رسیدی
او مست و تو دیوانه، چه گفتی؟ چه شنیدی؟
یک ره به غلط میل به کاشانه ما کن
به نشین نفسی گوش به افسانه ما کن
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.