۳۹۱- نگاهی نیشابوری
مرد لوند مشرب و می کش بود و بهر شاعر که می رسید میگفت تو معلوم و شعر تو معلوم . در تبریز فوت شد این مطلع از او یادگار است :
مرد لوند مشرب و می کش بود و بهر شاعر که می رسید میگفت تو معلوم و شعر تو معلوم . در تبریز فوت شد این مطلع از او یادگار است :
شبی که پیش نظر شمع روی یار ندارم
بسان شعله آتش دمی قرار ندارم
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.