راز سخن

۳۵۲- سیمایی

از مردم مشهد است و در تقلید، تقلید تیتال میکند اما بدو نمیرسید تیتال مسخره ی مقرر و مقلد بی نظیر خراسان بود. در تزریق گویی چنان ماهر و استاد بوده که چند بیت بلکه هزار بیت در یکساعت میگوید، میگوید که این مطلع را خود گفته ام اما من باور نمیدارم

از مردم مشهد است و در تقلید، تقلید تیتال میکند اما بدو نمیرسید تیتال مسخره ی مقرر و مقلد بی نظیر خراسان بود. در تزریق گویی چنان ماهر و استاد بوده که چند بیت بلکه هزار بیت در یکساعت میگوید، میگوید که این مطلع را خود گفته ام اما من باور نمیدارم
دل بصد پاره مرا از غم گل پیرهن است
گریه تلخ من از خنده شیرین دهن است

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.