صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا
۳۰۹- مولانا افضل نامی
تهرانی است و بقدر طالب علمی نیز دارد شعرش بغایت رنگین و نظمش متین است در اوان جوانی بمفاجا در گذشت مردم را گمان آن بود که نور بخشیه او را تسمیم کرده اند . این دو مطلع از اوست:
گرهی در دل او هست که فریاد کندپیش مردم چند لافم کاز سگانم یار را
آنچنان تا نشود خاطر نشان اغیار راهمیشه داغ غمم بر دل حزین بوده است
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره آثار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.