راز سخن

۱۹۳- خواجه خلیل

اصلش از حله است اما در نخجوان متولد شده در اوایل جوانی به زرگری اشتغال داشت و بعد از آن که مدتی بوزارت ترکان قیام نمود ترک آن مهم کرده بکلانتری نخجوان اکتفا نمود و در تعمیر آن بلده سعی جمیله بتقدیم رسانیده آثار خیر او در آنجا باقی است در آخر چشمش از حلیه بینائی عاری شده دو نوبت بطواف کعبه مشرف شده این معما باسم اویس از اوست .

اصلش از حله است اما در نخجوان متولد شده در اوایل جوانی به زرگری اشتغال داشت و بعد از آن که مدتی بوزارت ترکان قیام نمود ترک آن مهم کرده بکلانتری نخجوان اکتفا نمود و در تعمیر آن بلده سعی جمیله بتقدیم رسانیده آثار خیر او در آنجا باقی است در آخر چشمش از حلیه بینائی عاری شده دو نوبت بطواف کعبه مشرف شده این معما باسم اویس از اوست .
گر همی خواهی که از غم های عالم وارهی
چون سبو پر می کنی در پای سروی کن تهی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.