۱۷- عبیدالله خان بن سلطان محمود
برادرزاده ی شیبک خان مذکور است و او بغایت سفاک و بیرحم و بی باک بوده .مصرع « جز جور و ظلم پیشه آن بدکنش نبود »، . بغیر از عداوت آل رسول الله علیه و آله و سلم نظر بر اندیشه دیگر نمیگماشت و بواسطه آن اکثر بلدان خراسان ویران شده و به شئآمت او بسیاری از عجزه و رعایا بآب تیغ تیز غریق بحر فنا گشتند، گویند عدد قتیلانش از چهل هزار افزونست و کشتگان معارک او از شمار بیرون، در واقع که این عبیدالله زیاد از آن عبیدالله است علیه اللعنه با وجود اندک طبع خوب و ذهن مرغوب که داشت در سخاوت بی مثل و در شجاعت بی بدل بود باز بدین اخلاق ذمیمه و اطورا لئیمه مبادرت مینمود و با اینهمه شعر هم میگفت این مطلع از اوست :
برادرزاده ی شیبک خان مذکور است و او بغایت سفاک و بیرحم و بی باک بوده .مصرع « جز جور و ظلم پیشه آن بدکنش نبود »، . بغیر از عداوت آل رسول الله علیه و آله و سلم نظر بر اندیشه دیگر نمیگماشت و بواسطه آن اکثر بلدان خراسان ویران شده و به شئآمت او بسیاری از عجزه و رعایا بآب تیغ تیز غریق بحر فنا گشتند، گویند عدد قتیلانش از چهل هزار افزونست و کشتگان معارک او از شمار بیرون، در واقع که این عبیدالله زیاد از آن عبیدالله است علیه اللعنه با وجود اندک طبع خوب و ذهن مرغوب که داشت در سخاوت بی مثل و در شجاعت بی بدل بود باز بدین اخلاق ذمیمه و اطورا لئیمه مبادرت مینمود و با اینهمه شعر هم میگفت این مطلع از اوست :
دوست ساقی شد دلا جام محبت نوش کن
نیست وقت گفتگو دم در کش و خاموش کن
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.