راز سخن

فرگرد هفدهم

بخش یکم 1 زرتشت از اهوره مزدا پرسید : ای اهوره مزدا ! ای سپندترین مینو ! ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! کدام است مرگ آور ترین کردار مردمان که نیروی رنج اور دیوان را تا بدان پایه می افزاید که آیین پرستش و نیاز آوری برای آنان برگذار شده باشد ؟ 2 اهوره مزدا پاسخ داد : چنین کرداری آن است که کسی موی خویش را شانه زند یا بتراشد یا ناخنهای خود را بگیرد و موی و ناخن از تن جداشده را در گودال یا شکافی بریزد . 3 آنگاه در پی بیپروایی به برگذاری آیینهای دینی ، دیوان در زمین پدیدار می شوند . انگاه در پی بی پروایی به برگذاری ایین های دینی ، آن خرفستران که مردمان شپش می خوانند شان و آنها که در کشتزارها گندم را می خورند وآنان که در جامه خانه ها جامه ها را می جوند ، در زمین پدیدار می شوند . 4 ای زرتشت ! هرگاه موی خویش را شانه زدی یا تراشیدی یا ناخنخویش را گرفتی ف موی و ناخن جداشده از تن را ده گام از مردم اشون ، بیست گام از اتش ، سی گام از آب و پنجاه گام از برسم دسته بسته دورتر ببر . 5 پس انگاه گودالی به ژرفای ده انگشت در زمین سخت به ژرفای دوازده انگشت در زمین نرم بکن و آن موی و ناخن را در آن جا فرو بگذار و این پیروزمندترین و چاره بخش ترین باژ را از بربخوان : .............................................................................................................................................................................................................................................................................................( یس 48 ، بند 6) 6 سپس با کاردی فلزّی سه یا شش یا نه شیار گرداگرد آن گودال بکش و نیایش « اهون و یریه » را سه یا شش یا نه بار برخوان . بخش دوم 7 بیرون از خانه گودالی بکن به ژرفای نخستین بند انگشت کوچک و تراشه های ناخن را در آن فرو ریز و این پیروزمندترین و چاره خش ترین باژ را از بر بخوان : ..............................................................................................................................................................................................................................................................................................( یس 33 بند 7) 8 ...........................................................................................................................................................................................................................................................................................( بند 6 همین فر) 9 آنگاه این گفتار بر زبان آور : ای پرنده اشو زوشت :! بدین جا بنگر . در ان جا ناخن هایی است که از آن تست بشود که آنها ترا نبرد یا دیوان مزندری ، نیزه ها و خنجرها و کمانها و تیرهای به پر شاهین نشانده و سنگهای فلاخن باشد. 10 اگر ناخنها به پرنده اشو زوشت پیشکش نشود ، نیزه ها و خنجرها و کمان ها و تیرهای به پرشاهین نشانده و سنگهای فلاخن می شود و در دست دیوان مزندری جای می گیرد . 11 ..............................................................................................................................................................................................................................................................................................( بند 18 فر 16)

بخش یکم 1 زرتشت از اهوره مزدا پرسید : ای اهوره مزدا ! ای سپندترین مینو ! ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! کدام است مرگ آور ترین کردار مردمان که نیروی رنج اور دیوان را تا بدان پایه می افزاید که آیین پرستش و نیاز آوری برای آنان برگذار شده باشد ؟ 2 اهوره مزدا پاسخ داد : چنین کرداری آن است که کسی موی خویش را شانه زند یا بتراشد یا ناخنهای خود را بگیرد و موی و ناخن از تن جداشده را در گودال یا شکافی بریزد . 3 آنگاه در پی بیپروایی به برگذاری آیینهای دینی ، دیوان در زمین پدیدار می شوند . انگاه در پی بی پروایی به برگذاری ایین های دینی ، آن خرفستران که مردمان شپش می خوانند شان و آنها که در کشتزارها گندم را می خورند وآنان که در جامه خانه ها جامه ها را می جوند ، در زمین پدیدار می شوند . 4 ای زرتشت ! هرگاه موی خویش را شانه زدی یا تراشیدی یا ناخنخویش را گرفتی ف موی و ناخن جداشده از تن را ده گام از مردم اشون ، بیست گام از اتش ، سی گام از آب و پنجاه گام از برسم دسته بسته دورتر ببر . 5 پس انگاه گودالی به ژرفای ده انگشت در زمین سخت به ژرفای دوازده انگشت در زمین نرم بکن و آن موی و ناخن را در آن جا فرو بگذار و این پیروزمندترین و چاره بخش ترین باژ را از بربخوان : .............................................................................................................................................................................................................................................................................................( یس 48 ، بند 6) 6 سپس با کاردی فلزّی سه یا شش یا نه شیار گرداگرد آن گودال بکش و نیایش « اهون و یریه » را سه یا شش یا نه بار برخوان . بخش دوم 7 بیرون از خانه گودالی بکن به ژرفای نخستین بند انگشت کوچک و تراشه های ناخن را در آن فرو ریز و این پیروزمندترین و چاره خش ترین باژ را از بر بخوان : ..............................................................................................................................................................................................................................................................................................( یس 33 بند 7) 8 ...........................................................................................................................................................................................................................................................................................( بند 6 همین فر) 9 آنگاه این گفتار بر زبان آور : ای پرنده اشو زوشت :! بدین جا بنگر . در ان جا ناخن هایی است که از آن تست بشود که آنها ترا نبرد یا دیوان مزندری ، نیزه ها و خنجرها و کمانها و تیرهای به پر شاهین نشانده و سنگهای فلاخن باشد. 10 اگر ناخنها به پرنده اشو زوشت پیشکش نشود ، نیزه ها و خنجرها و کمان ها و تیرهای به پرشاهین نشانده و سنگهای فلاخن می شود و در دست دیوان مزندری جای می گیرد . 11 ..............................................................................................................................................................................................................................................................................................( بند 18 فر 16)

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.