فرگرد شانزدهم
بخش یکم 1 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! اگر در خانه ی مزداپرستان ، زنی باشد که خون دشتان ـ خواه دشتان بهنجار ، خواه دشتان نابهنجار ـ از وی روان شود ، مزداپرستان چه باید بکنند ؟ 2 اهوره مزدا پاسخ داد : باید راه او را از هرگونه گل و بوته ای پاک کنند و در جایی که او باید بماند ، خاک خشک برزمین بپاشند و برای او ساختمانی بر پای دارند که همچند یک دوم یا یک سوم یا یک چهارم یا یک پنجم بلندی خانه ، از خانه بلندتر باشد تا مبادا نگاه او بر آتش بیفتد . 3 ای دادار جهان استومند 1 ای اشون ! چه انداه دور از آتش ؟ چه اندازه دور از آب ؟ چه اندازه دور از دسته های برسم ویژه آیین ؟ چه اندازه دور از مردم اشون ؟ 4 اهوره مزداپاسخ داد : پانزده گام دور از آتش . پانزده گام دور از اب . پانزده گام دور از دسته های برسم ویژه ایین . سه گام دور از مردم اشون . 5 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! کسی که برای زن دشتان ـ خواه دشتان بهنجار ، خواه دشتان نابهنجار ـ خوراک می برد ، چه اندازه باید از او دور بایستد ؟ 6 اهوره مزدا پاسخ داد : کسی که برای زن دشتان ـ خواه دشتان بهنجار ، خواه دشتان نابهنجار ـ خوراک می برد ، باید سه گام از او دور بایستد . در چه گونه آوندهایی باید برای او خورش ببرند ؟ در چه گونه آوندهایی باید برای او نان ببرند ؟ در آوندهای برنجین یا سربین یا هر آوندی فلزی کم بها ی دیگر . 7 چه اندازه خوراک و چه اندازه نان باید برای او ببرند ؟ تنها به اندازه ی دو دینار نان و به اندازه ی یک دینار شیر با ت مبادا نیرو بگیرد. اگر کودکی با وی برخورد یافته باشد ، باید نخست دستها و پس از آن ، تن کودک را بشویند . 8 اگر زن دشتان پس از گذشت سه شبانروز ، باز هم خون ببیند ، باید تاپایان روز چهارم در دشتانستان بماند . اگر زن دشتان پس پس از گذشت شبانروز چهارم بازهم خون ببیند باید تاپایان شبانروز پنجم در دشتانستان بماند . 9-10 اگر زن دشتان . . . (همان جمله که دو بار در بند 8 آمد ، چهار بار دیگر در بندهای 9 و 10 تکرار می شود و شماره ها به ترتیب در چهار جمله ( پنج و شش ) ، ( شش و هفتم ) ، ( هفت و هشتم ) و ( هشت و نهم ) است .) 11 اگر زن دشتان پس از گذشت نه شبانروز باز هم خون ببیند ، این کاری است که کارگزاران دیوان برای پرستش و ستایش آنان کرده اند . بخش دوم مزداپرستان باید راه را از هر گونه گل و بوته ای پاک کنند . 12 آنان باید سه گودال در زمین بکنند و بر سر دو گودال زن دشتان را با گمیز و بر سر گودال با آب بشویند . آنان با ید خرفستران را بدین شمار بکشند : اگر تابستان باشد ، دویست مور دانه کش و اگر زمستان باشد ، دویست خرفستر از گونه های دیگر که اهریمن آنها را آفریده است . بخش سوم 13 اگر مزدا پرستی ، خون زن دشتان را ـ خواه دشتان بهنجار ، خواه دشتان نابهنجار ـ بند آورد ، پاد افره گناهش چیست ؟ اهوره مزدا پاسخ داد : کردار او کردار پشو تنو است و پاد افره گناهش دویست تازیانه با اسپهه ـ اشترا ، دویست تازیانه با سروشو ـ چرن است . 14 ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! اگر مردی بارها آگاهانه با زن دشتان ـ خواه دشتان بهنجار ، خواه دشتان نابهنجار ـ دشتان مرزی کند ، چنان که دشتان بهنجار و نابهنجار آن زن جابجاشود ، پاد افره گناه آن مرد چیست ؟ 15 اهوره مزدا پاسخ داد : نخستین بار که او با زن دشتان مرزی کند ، سی تازیانه با اسپهه ـ اشترا ، سی تازیانه با سرو شو ـ چرن . دومین بار ( مانند نخستین بار با شماره ی 20 به جای 30) سومین بار ( مانند نخستین بار با شماره ی 70 به جای 30) 16 چهارمین بار که او با زن دشتان ، دشتان مرزی کند ، اگر تن را از زیر جامه بفشارد ، اگر ران ناپاک او را ـ بی آن که با او در آمیزد ـ بفشارد ، پادافره گناهش چیست ؟ اهوره مزداپاسخ داد : نود تازیانه با اسپهه ـ اشترا ، نود تازیانه باسرو شو ـ چرن پادافره ی گناه اوست . 17 کسی که با زن دشتان ـ خواه دشتان بهنجار ، خواه دشتان نابهنجار ـ به کامجویی در آمیزد ، کردار او بهتر از کردار کسی نیست که تن مرده ی پسر خویش را ـ که از خون خود او زاده شده و به ناخوشی نئزه مرده است ـ بسوزاند و چربی تن وی را در آتش بریزد . 18 همه ی این گونه گناهکاران که دروج به پیکرشان راه یافته است ، خوارشمارندگان «داد» ند و همه ی خوارشمارندگان «داد» ، سرکشان در برابر آفریدگارند و همه ی سرکشان در برابر آفریدگار ند و همه ی سرکشان در برابر آفریدگار ، نااشونند و پادافره ی هر نا اشونی مرگ است .
بخش یکم
1
ای دادار جهان استومند ! ای اشون !
اگر در خانه ی مزداپرستان ، زنی باشد که خون دشتان ـ خواه دشتان بهنجار ، خواه دشتان نابهنجار ـ از وی روان شود ، مزداپرستان چه باید بکنند ؟
2
اهوره مزدا پاسخ داد :
باید راه او را از هرگونه گل و بوته ای پاک کنند و در جایی که او باید بماند ، خاک خشک برزمین بپاشند و برای او ساختمانی بر پای دارند که همچند یک دوم یا یک سوم یا یک چهارم یا یک پنجم بلندی خانه ، از خانه بلندتر باشد تا مبادا نگاه او بر آتش بیفتد .
3
ای دادار جهان استومند 1 ای اشون !
چه انداه دور از آتش ؟
چه اندازه دور از آب ؟
چه اندازه دور از دسته های برسم ویژه آیین ؟
چه اندازه دور از مردم اشون ؟
4
اهوره مزداپاسخ داد :
پانزده گام دور از آتش .
پانزده گام دور از اب .
پانزده گام دور از دسته های برسم ویژه ایین .
سه گام دور از مردم اشون .
5
ای دادار جهان استومند ! ای اشون !
کسی که برای زن دشتان ـ خواه دشتان بهنجار ، خواه دشتان نابهنجار ـ خوراک می برد ، چه اندازه باید از او دور بایستد ؟
6
اهوره مزدا پاسخ داد :
کسی که برای زن دشتان ـ خواه دشتان بهنجار ، خواه دشتان نابهنجار ـ خوراک می برد ، باید سه گام از او دور بایستد .
در چه گونه آوندهایی باید برای او خورش ببرند ؟ در چه گونه آوندهایی باید برای او نان ببرند ؟
در آوندهای برنجین یا سربین یا هر آوندی فلزی کم بها ی دیگر .
7
چه اندازه خوراک و چه اندازه نان باید برای او ببرند ؟
تنها به اندازه ی دو دینار نان و به اندازه ی یک دینار شیر با ت مبادا نیرو بگیرد.
اگر کودکی با وی برخورد یافته باشد ، باید نخست دستها و پس از آن ، تن کودک را بشویند .
8
اگر زن دشتان پس از گذشت سه شبانروز ، باز هم خون ببیند ، باید تاپایان روز چهارم در دشتانستان بماند .
اگر زن دشتان پس پس از گذشت شبانروز چهارم بازهم خون ببیند باید تاپایان شبانروز پنجم در دشتانستان بماند .
9-10
اگر زن دشتان . . . (همان جمله که دو بار در بند 8 آمد ، چهار بار دیگر در بندهای 9 و 10 تکرار می شود و شماره ها به ترتیب در چهار جمله ( پنج و شش ) ، ( شش و هفتم ) ، ( هفت و هشتم ) و ( هشت و نهم ) است .)
11
اگر زن دشتان پس از گذشت نه شبانروز باز هم خون ببیند ، این کاری است که کارگزاران دیوان برای پرستش و ستایش آنان کرده اند .
بخش دوم
مزداپرستان باید راه را از هر گونه گل و بوته ای پاک کنند .
12
آنان باید سه گودال در زمین بکنند و بر سر دو گودال زن دشتان را با گمیز و بر سر گودال با آب بشویند .
آنان با ید خرفستران را بدین شمار بکشند : اگر تابستان باشد ، دویست مور دانه کش و اگر زمستان باشد ، دویست خرفستر از گونه های دیگر که اهریمن آنها را آفریده است .
بخش سوم
13
اگر مزدا پرستی ، خون زن دشتان را ـ خواه دشتان بهنجار ، خواه دشتان نابهنجار ـ بند آورد ، پاد افره گناهش چیست ؟
اهوره مزدا پاسخ داد :
کردار او کردار پشو تنو است و پاد افره گناهش دویست تازیانه با اسپهه ـ اشترا ، دویست تازیانه با سروشو ـ چرن است .
14
ای دادار جهان استومند ! ای اشون !
اگر مردی بارها آگاهانه با زن دشتان ـ خواه دشتان بهنجار ، خواه دشتان نابهنجار ـ دشتان مرزی کند ، چنان که دشتان بهنجار و نابهنجار آن زن جابجاشود ، پاد افره گناه آن مرد چیست ؟
15
اهوره مزدا پاسخ داد :
نخستین بار که او با زن دشتان مرزی کند ، سی تازیانه با اسپهه ـ اشترا ، سی تازیانه با سرو شو ـ چرن .
دومین بار ( مانند نخستین بار با شماره ی 20 به جای 30)
سومین بار ( مانند نخستین بار با شماره ی 70 به جای 30)
16
چهارمین بار که او با زن دشتان ، دشتان مرزی کند ، اگر تن را از زیر جامه بفشارد ، اگر ران ناپاک او را ـ بی آن که با او در آمیزد ـ بفشارد ، پادافره گناهش چیست ؟
اهوره مزداپاسخ داد :
نود تازیانه با اسپهه ـ اشترا ، نود تازیانه باسرو شو ـ چرن پادافره ی گناه اوست .
17
کسی که با زن دشتان ـ خواه دشتان بهنجار ، خواه دشتان نابهنجار ـ به کامجویی در آمیزد ، کردار او بهتر از کردار کسی نیست که تن مرده ی پسر خویش را ـ که از خون خود او زاده شده و به ناخوشی نئزه مرده است ـ بسوزاند و چربی تن وی را در آتش بریزد .
18
همه ی این گونه گناهکاران که دروج به پیکرشان راه یافته است ، خوارشمارندگان «داد» ند و همه ی خوارشمارندگان «داد» ، سرکشان در برابر آفریدگارند و همه ی سرکشان در برابر آفریدگار ند و همه ی سرکشان در برابر آفریدگار ، نااشونند و پادافره ی هر نا اشونی مرگ است .
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.