راز سخن

آفرینگان گهنبار

1 « یثه آهو ویریو . . . » « اَشم وهو . . . » من خستویم که مزدا پرست زرتشتی ، دیو ستیز و اهورایی کیشم . هاونگاه : ردان روز و گاهها و ماه وسال و جشنهای سال ( گهنبار ها) را ستایش و نیایش و خشنودی وآفرین ! خشنودی ردان بزرگوار اشونی ، ردان روز و گاهها و ماه و سال و جشنهای سال گهنبارها را که در میان همه ی ردان اشونی ، مهترین ردانند .

1 « یثه آهو ویریو . . . » « اَشم وهو . . . » من خستویم که مزدا پرست زرتشتی ، دیو ستیز و اهورایی کیشم . هاونگاه : ردان روز و گاهها و ماه وسال و جشنهای سال ( گهنبار ها) را ستایش و نیایش و خشنودی وآفرین ! خشنودی ردان بزرگوار اشونی ، ردان روز و گاهها و ماه و سال و جشنهای سال گهنبارها را که در میان همه ی ردان اشونی ، مهترین ردانند .
2 رد مید یوزرم ، رد مید یوشم ، رد پتیه شهیم ، رد ایاسرم ، رد مید یارم و رد همسپتمدم را ستایش و نیایش و خشنودی و آفرین ! راسپی : « یثه آهو و یریو . . . » که زوت مرا بگوید . زوت : « اثارتوش اشات چیت هچا. . . » که پارسا مرد دانا بگوید .
3 ای مزدا پرستان ! اگر بتوانید ، این رد ( میدیوزرم ) را بره ی خردسالی که شیر خوار نباشد ، میزد بدهید . و اگر کسی نتواند . . .
4 . . . به اندازه ی بسنده هورا بد هد وآن را به نیکان و فرمان گزارانی بنوشاند که بهتر از دیگران از منثره ی آگاهند و در آشه ، اشون ترینند و در شهریاری بهترین شهریارانند . . . ( در این جا چند واژه نامفهوم است ) و درویشان را دلسوزترین و دادرس ترین و رامش بخش ترین یاورند . و اگر کسی نتواند . . .
5 . . . بار بزرگی از هیزم خشک برگزیده به خانه ی این رد ( رد یا موبدی که ایین نیایش رابرگزار می کند) بیاورد . و اگر کسی نتواند یا بتواند ، پس همچند پشته ای یا همچند بغلی یا همچند دسته ای هیزم خشک برگزیده به خانه رد بیاورد . . .
6 . . . آنگاه شهریاری را از آن اهوره مزدا - که بهتر از هر کس شهریاری کند - بداند : براستی شهریاری را از آن کسی شمریم و از آن کسی دانیم و برای کسی خواستاریم که بهتر شهریاری کند : مزدا اهوره و اردیبهشت این است میزد ی که پیشکش آورد و مایه ی خشنودی رد شود .
7 از آغاز سال تا مید یوزرم در ماه اردیبهشت در روز دادار( دی به مهر) ، چهل و پنج روز است . کسی که نخستین میزد را بدهد ، پاداش او در جهان دیگر ، همچند پاداش کسی است که در این جهان ، هزار سر میش با برّ ه به آیین اشه و نیکی ، آمرزش روان خویش را به اشون مردان ( مهرورزان اردیبهشت ) بخشیده باشد . ای سپیتمان زرتشت ! ردی که نخستین میزد را داده باشد ، بهدینی را که میزد نداده است ، در میان مزدا پرستان در خور بند گی نخواند .
8 از مید یوزرم تا مید یوشم در ماه تیر در روز دادار ( دی به مهر) ، شصت روز است . کسی که دومین میزد را بدهد ، پاداش او در جهان دیگر ، همچند پاداش کسی است که در این جهان ، هزار سر ماده گاو با گوساله به ایین اشه و نیکی ، آمرزش روان خویش را به اشون مردان ( مهرورزان به اردیبهشت ) بخشیده باشد . ای سپیتمان زرتشت! ردی که دومین میزد را داده باشد ، بهدینی که میزد را نداده است ، در میان مزدا پرستان پیمان شناس نخواند .
9 از مید یوشم تا پتیه شهیم در ماه شهریور در روز انیران ، هفتاد و پنج روز است . کسی که سومین میزد را بدهد ، پاداش او در جهان دیگر ، همچند پاداش کسی است که در این جهان ، هزار سر مادیان با کرّه به ایین اشه و نیکی ،آمرزش روان خویش را به اشون مردان ( مهرورزان به اردیبهشت ) بخشیده باشد . ردی که سومین میزد را داده باشد ، بهدینی را که میزد نداده است ، در میان مزداپرستان شایسته ی درآمدن به ورگرم نخواند .
10 از پتیه شهیم تا ایا سرم در ماه مهر در روز انیران ، سی روز است . کسی که چهارمین میزد را بدهد ، پاداش او در جهان دیگر ، همچند پاداش کسی است که در این جهان ، هزار نفر ماده اشتر با کرّه به ایین اشه و نیکی ، آمرزش روان خویش را به اشون مردان ( مهرورزان به اردیبهشت ) بخشیده باشد . ای سپیتمان زرتشت ردی که چهارمین میزد را داده باشد بهدینی را که میزد نداده است ، در میان مزداپرستان از ستور برگزیده اش ، بی بهره کند .
11 ازایاسرم تا مید یارم در ماه دی در روز بهرام ، هشتاد روز است ، کسی که پنجمین میزد را بدهد ، پاداش او در جهان دیگر همچند پاداش کسی که در این جهان ، هزار سر از هریک از ستوران به ایین اشه و نیکی ، آمرزش روان خویش را به اشون مردان ( مهرورزان به اردیبهشت ) بخشیده باشد ای سپیتمان زرتشت ! ردی که پنجمین میزد را داده باشد ، کسی را که میزد نداده است ، در میان مزداپرستان از هرگونه دارایی جهان بی بهره کند .
12 از مید یارم تا همسپتدم در روز وهیشتوایشت گاه هفتاد و پنج روز است . کسی که ششمین میزد را بدهد ، پاداش او در جهان دیگر ، همچند پاداش کسی است که در این جهان ، هرآن خشک و تری را که درآن بزرگ و خوبی و زیبایی هست ، به آیین اشه و نیکی ، آمزش روان خویش را به اشون مردان ( مهرورزان به اردیبهشت ) بخشیده باشد . ای سپیتمان زرتشت ! ردی که ششمی میزد را را داده باشد ، بهدینی را که میزد نداده است ، از دین زرتشتی بی بهره کند .
13 پس بی آن که گناهی دیگر از او سر زده باشد، رواست که بر او بخوروشند و او را همچون کسی که به گناه نارشنی آلوده شده باشد ، برانند . پس بی آن که گناهی دیگر از او سر زده باشد ، رواست که با او همچون آلوده به گناه نارشنی رفتار کنند . رد بهدین چنین کند ، چنان که بهدین با رد . « اشم وهو . . . »
14-18 .........................................................................................................................................( بند های 12-8 دهمان )
19 ..........................................................................................................................................( بند های 2-1 همین آفرینگان تا پیش از راسپی) « اشم وهو . . . » بشود که چان پیش اید . . . ( دنباله جمله ، بند 12 دهمان) « یثه آهو ویریو . . . » « اشم وهو . . . » ........................................................................................................................................( بند 18 نیا)

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.