کرده بیست و دوم
1 زوت و راسپی : «اَشم وُهو . . . » با این ستایش و با این درود به امشاسپندان و سوشیانتهای اَشون ، از پی پاداش پسین ، بهترین کنش را همی گوییم به دانایان و نادانان ، به فرمانروایان فرمانبران که جهان را ابادان کنند و رامش بخشند .(بخشی از این بند از بند 4 یس. 35 گرفته شده است .)
1
زوت و راسپی :
«اَشم وُهو . . . »
با این ستایش و با این درود به امشاسپندان و سوشیانتهای اَشون ، از پی پاداش پسین ، بهترین کنش را همی گوییم به دانایان و نادانان ، به فرمانروایان فرمانبران که جهان را ابادان کنند و رامش بخشند .(بخشی از این بند از بند 4 یس. 35 گرفته شده است .)
2
آنچه را اشون مرد از بهترین اَشه می داند ، آ ن نا اَشون مرد نمی داند .
چنین مباد که ما از او پیروی کنیم ؛ نه در اندیشه ، نه در گفتار و نه در کردار . او راه خویش را در پیش گیرد ؛ چنین مباد که ما هیچ گاه بدو رسیم .
« اَشم وُهو . . . » ( تمام این دو بند دوباره تکرار می شود )
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.