قطعهٔ ۲۳ - سوارکاران
آن شنیدستم که در میدان «کورس»
آن شنیدستم که در میدان «کورس»
بانوان چابکسواری میکنند
گرد میدان از سحر تا شامگاه
پویه، چون باد بهاری میکنند
تا فرا آید زمان امتحان
روز و شب ساعتشماری میکنند
تا جوایز قسمت آنان شود
یکهتازان، بیقراری میکنند
مردکی گفتا که زنها بیثمر
سوی میدان، رهسپاری میکنند
چون ز آداب سواری عاریاند
بهره خود، شرمساری میکنند
گفتمش بر دوش مردان سالهاست
کاین جماعت خرسواری میکنند
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.