راز سخن

ناله جویبار

گرچه روزی تیره‌تر از شام غم باشد مرا

گرچه روزی تیره‌تر از شام غم باشد مرا
در دل روشن صفای صبحدم باشد مرا
زرپرستی خواب راحت را ز نرگس دور کرد
صرف عشرت می‌کنم گر یک درم باشد مرا
خواهش دل هرچه کمتر شادی جان بیشتر
تا دلی بی‌آرزو باشد چه غم باشد مرا
در کنار من ز گرمی بر کناری ای دریغ
وصل و هجران غم و شادی به هم باشد مرا
در خروش آیم چو بینم کج‌نهادی‌های خلق
جویبارم ناله از هر پیچ و خم باشد مرا
گرچه در کارم چو انجم عقده‌ها باشد رهی
چهره بگشاده‌ای چون صبحدم باشد مرا

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.