شمارهٔ ۲۷۲
دشمنی آن قدر که با ما تو
دشمنی آن قدر که با ما تو
آن قدر دوستیم ما با تو
بی وفایی شعار خوبانست
بی وفایی همین نه تنها تو
یا بیا یا بخوان چنین تا کی
بی تو باشیم ما و بی ما تو
چه به از کار ما اگر باشیم
کارگر ما و کارفرما تو
خواری ما ببین که اصل یکیست
گرچه خاریم ما و خرما تو
همه کس جان و دل دهد به تو لیک
کم دهی کام کس به اینها تو
وصل تو از کجا کجاست رفیق
مزد خواهی درین تمنا تو
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.