شمارهٔ ۲۶۲
به کار عشق خوشم خود چه کار بهتر ازین
به کار عشق خوشم خود چه کار بهتر ازین
دگر چه کار کنم اختیار بهتر ازین
تا توانی در توانایی مکن جور و ستم
ای شهنشاه توانا بر گدای ناتوان
عدل و جود آموز کز جود و عدالت مانده است
در جهان نام و نشان حاتم و نوشیروان
گر دهند از مرحمت پندی بزرگانت رفیق
از بزرگان بشنو آن را به خردان بشنوان
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.