راز سخن

شمارهٔ ۶۰

دیدن آن سرو نازم آرزوست

دیدن آن سرو نازم آرزوست
دیده ام صد بار و بازم آرزوست
قد او را گفته ام عمر دراز
از خدا عمر درازم آرزوست
پیش شمع روی او پروانه وار
عمرها سوز و گدازم آرزوست
هست نازم آرزو زان نازنین
پیش ناز او نیازم آرزوست
پیش آن محراب ابر روز و شب
گه نماز و گه نیازم آرزوست
دشمنند این دوستان با من رفیق
زین رفیقان احترازم آرزوست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.