راز سخن

شمارهٔ ۲۰

هرگز نگرفتیم به خوبان سر راهی

هرگز نگرفتیم به خوبان سر راهی
وز جذب نظر وانکشیدیم نگاهی
ای دل چو سراپای وجودت همه شد یار
من هیچ ندانم دگر از یار چه خواهی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.