روضهٔ دوم در ذکر فضلا و محقّقین حکما
بخش ۷۸ - فخر الدّین رازی
وهُوَ ابوعبداللّه محمدبن حسن القرشی التمیمی البکری. ازمعارف فضلا و حکماست و در فنون علوم قدرت داشته. تصانیف بسیار دارد و به امام المتکلمین مشهور شده و اکثر عارفین در وی طعن کردهاند. مفصلِّ احوال وی در کتب ثبت است. ولادتش در سنهٔ ۵۴۴، وفاتش در سنهٔ ۶۰۶. این اشعار منسوب به اوست و قلمی میشود:
نِهایَةُ إقْدامِ الْعُقُولِ عِقْالُوَأَکْثَرُ سَعْی العالَمینَ ضَلالُ
وَکَمْرَأَیْنَا مِنْرِجالٍ وَدَوْلَةٍفَبَادُوا جَمِیْعاً مُسْرِعیْنَ وَزَالُوا
وَکَمْمِنْجِبالٍ قَدْعَلَتْشُرُفَاتِهاوِعالٌ فَزَالُوا وَالْجِبالُ جِبالُ
وَأَرْواحُنَا فِی وَحْشَةٍ مِنْجُسُومِناوَحاصِلُ دُنْیانَآ إَذیَّ وَوَبالُ
وَلَمْنَسْتَفِدْمِنْبَحْثِنا طُوُلَ عُمْرِناسِوَی اَنْجَمْعَنا فِیْهِ قِیْلٌ وَقَالُ
هرجا که زمهرت اثری افتاده استسودازدهای بر گذری افتاده است
در وصلِ تو کی توان رسیدن کانجاهرجا که نهی پای سری افتاده است
کنه خردم در خور اثبات تو نیستو آرامش جان بجز مناجات تونیست
من ذات ترا به واجبی کی دانمدانندهٔ ذاتِ تو بجز ذاتِّ تو نیست
هرگز دل من ز علم محروم نشدکم ماند ز اسرار که معلوم نشد
هفتاد و دو سال فکر کردم شب و روزمعلومم شد که هیچ معلوم نشد
ترسم بروم عالم جان نادیدهبیرون شوم از جهان جهان نادیده
در عالم جان چون روم از عالم تندر عالم تن عالم جان نادیده
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره آثار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.