راز سخن

روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین

بخش ۸۵ - شمس الدین کرمانی علیه الرّحمة

آن جناب از عارفین کامل و محققین واصل و به شمس الدین طغان مشهور است. شیخی صاحب کمال و فصیحی شیرین مقال. فاضلی گرانمایه و عالمی بلندپایه. از اوست:

ای جانِ جانِ جان‌ها جان را به لطف جان دهآنی که آن آنی دل را به رحمت آن ده
درد کمم فزون کن جانم ز عشق خون کنهجرم ز دل برون کن در وصل خود امان ده
تو مالک جهانی مولای انس و جانیما را ز بی نشانی از خود به خود نشان ده
در میکدهٔ عشق شرابی دگر استدر شرع محبت احتسابی دگر است
مستان تو فارغند از روز حسابزین طایفه در حشر حسابی دگر است

٭٭٭

می خورده ز خانقاه می‌باید رفتبی توشه و برگ راه می‌باید رفت
آلودهٔ صد گناه می‌باید مردشرمنده و روسیاه می‌باید رفت

٭٭٭

هر نقش که بر تختهٔ هستی پیداستآن صورت آن کس است کان نقش آراست
دریای کهن چو برزند موجی نوموجش خوانند و در حقیقت دریاست

٭٭٭

از واعظ شهر کی مرا عار شودبا کفر من اسلام کجا یار شود
گر حبل متین به گردنم درفکنندبیم است ز کفر من که زنّار شود

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.