راز سخن

شمارهٔ ۳۴۳ - استقبال از کمال خجندی

ای به بوی تو صبا شیفتهٔ هر چمنی

ای به بوی تو صبا شیفتهٔ هر چمنی
عطرسایی چو خطت، بی سر و بی پا چو منی
تا شکست از شکن زلف توام شیشهٔ دل
حلقهٔ زلف تو را نام شده دل شکنی
سر و دستار ندارم که گدایان تو را
خوشتر از خلعت شاهی ست کهن پیرهنی
من و گیسوی تو چون روی نمایی تو چنین
بلبل شیفته را یاسمنی یا، سمنی
بعد از این ترک مثل گوی خیالی در عشق
که حدیث تو مثل گشت به هر انجمنی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.