شمارهٔ ۱۵۴
چشمت آزار ما چه میخواهد
چشمت آزار ما چه میخواهد
از دل مبتلا چه میخواهد
من چو وصل تو خواستم به دعا
شیخ شهر از دعا چه میخواهد
بوسهای زکات حُسن مرا
بده از تو گدا چه میخواهد
چون غمت هرچه خواست کرد به جان
دگر از جان ما چه میخواهد
یار خواهد همیشه خاطر من
خاطر یار تا چه میخواهد
ای خیالی مخواه چاره ز غیر
صبر کن تا خدا چه میخواهد
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.