راز سخن

شمارهٔ ۵۲

چشمم که ز خون رخم منقش بیند

چشمم که ز خون رخم منقش بیند
در خواب اگر آن دو زلف سرکش بیند
عیبی نبُود چرا که شبهای دراز
مخمور همه خواب مشوش بیند

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.