شمارهٔ ۹۹
اهل دل پیش تو مردن ز خدا می خواهند
اهل دل پیش تو مردن ز خدا می خواهند
کشته ی تیغ تو گشتن بدعا می خواهند
مرض شوق تو بر بوی شفا می طلبند
درد عشق تو بامید دوا می خواهند
طلب هر کسی از وصل تو چیزی دگرست
بجز ارباب نظر کز تو ترا میخواهند
ما چنین سوخته از تشنگی و لاله رخان
آب سرچشمه ی مقصود ز ما می خواهند
روی ننموده ز ما نقد روان می جویند
ملک در بیع نیاورده بها می خواهند
بسرا مطرب عشاق که مستان از ما
دمبدم زمزمه ی پرده سرا می خواهند
آن جماعت که من از ورطه امانشان دادم
این دمم غرقه ی طوفان بلا می خواهند
من وفا میکنم و نیستم آگه که مرا
از چه رو کشته شمشیر جفا می خواهند
پادشاهان جهان هیچ شنیدی خواجو
که چرا درد دل ریش گدا می خواهند
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.