راز سخن

شمارهٔ ۳۰۶

آن لعبت نی زن من اگر با ویمی

آن لعبت نی زن من اگر با ویمی
زینگونه جگر خسته ولیکن کیمی
لب بر لب نی نهاد و من می مردم
در حسرت آنک کاشکی من نیمی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.