شمارهٔ ۳۰۵
ای شب مگر آن زلف سمن فرسائی
ای شب مگر آن زلف سمن فرسائی
زینسان که شدی بر رخ او سودائی
وی چشمه ی خورشید مگر عین زری
زان روی که از سنگ برون می آئی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.