راز سخن

شمارهٔ ۳۰۱

ای کرده خور از خجلت رخسار تو خوی

ای کرده خور از خجلت رخسار تو خوی
این ناز و کرشمه با حریفان تا کی
چشم خوش میگون تو مستی در خواب
لعل لب نوشین تو جامی پی می

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.