راز سخن

شمارهٔ ۲۰۵

ای بس که ز دیده خون دل می بارم

ای بس که ز دیده خون دل می بارم
کز دست برون رفت بدستان یارم
با ما اگر امروز ببازی ناید
فردا چو ببینمش ببازی آرم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.