راز سخن

شمارهٔ ۱۶۷

می گفت دهل دوش بهنگام سحر

می گفت دهل دوش بهنگام سحر
کاوازه ی من جهان کند زیر و زبر
چوگان بزدش بر دهن و گفت خموش
بربسته دگر باشد و بر رسته دگر

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.