راز سخن

شمارهٔ ۱۳۶

یارم چو مقیم دل پر خون آید

یارم چو مقیم دل پر خون آید
در چشم پرآبم دگری چون آید
آهوم ز میان جان برون خواهد شد
تا جان ز میان آه بیرون آید

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.