راز سخن

شمارهٔ ۴۲

آنکو ز عقیقش آب شکّر رفتست

آنکو ز عقیقش آب شکّر رفتست
بر سرو سهی رخش چو گل بشکفتست
گر زانک بخفت هیچ عیبش مکنید
آن بخت بدمنست از آنرو خفتست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.