راز سخن

شمارهٔ ۲۴

دل در پی آن یار پسندیده برفت

دل در پی آن یار پسندیده برفت
جان با دل پر خون جفا دیده برفت
اشکم که روان گشت وز پیشم بدوید
تا من مژه بر هم زدم از دیده برفت

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.