راز سخن

شمارهٔ ۲۴۵

ای مهر ماه روی ترا زهره مشتری

ای مهر ماه روی ترا زهره مشتری
بر مشتریت پرده ی دیبای ششتری
لعلت نگین خاتم خوبی وصف زده
برگرد روی خوب تو هم دیو و هم پری
در ساحری اگر ز جهان بر سر آمدست
گاویست پیش آهویت این لحظه سامری
چون چشم چشم بند تو در خاطرم فتاد
بنمود طبع من ید بیضا بساحری
گر ننگری بچشم عنایت بسوی من
بینی تنم ز مهر هلالی چو بنگری
آن دل که من بملک دو عالم نداد می
بردی بدلبری زمن آیا چه دلبری
تا شد درست روی من دلشکسته زر
پیدا شدست رونق بازار زرگری
خواجو چو وصف لعل گهر پرور تو کرد
بشکست قدر شعر چو لولوی جوهری

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.