شمارهٔ ۱۲۴
کدام یار که ما را پیام یار آرد
کدام یار که ما را پیام یار آرد
از آن دیار حدیثی بدین دیار آرد
که می رود که ز یاران مهربان خبری
بدین غریب پریشان دلفگار آرد
بتشنگان بیابان برد بشارت آب
بلبلان چمن مژده ی بهار آرد
اگرنه لطف نماید نسیم باد صبا
بمرغ زار که بوئی ز مرغزار آرد
خیال روی نگارم اگر نگیرد دست
که طاقت غم هجران آن نگار آرد
بسی تحمّل خار جفا بباید کرد
که تا نهال مودّت گلی ببار آرد
ز بهر دفع خمارم که می تواند رفت
که جرعه ئی می نوشین خوشگوار آرد
بجای سرمه ام از خاک کوی او گردی
برای روشنی چشم اشکبار آرد
سلام و خدمت خواجو بدان دیار برد
پیام یار سفر کرده سوی یار آرد
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.