راز سخن

شمارهٔ ۲۲ - فی الشکایة من بعضی الارذال

ای سکّه‌ات قراضهٔ اقبال را عیار

ای سکّه‌ات قراضهٔ اقبال را عیار
بی‌طلعت دراهم افضال ناسره
طاوس سدره قهقهٔ شوق می‌زند
بر درگه رفیع تو چون کبک بردره
داری روا که خبث کند در قفای من
هر ناکسی گدای قفا خواره مسخره

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.