شمارهٔ ۱۴ - کتب الی ملک الواعظیم ظهیر الدین طوطی الواعظ
ای آفتاب اوج معانی که از علّو
ای آفتاب اوج معانی که از علّو
قدرت ورای کنگره قصر مشتریست
وی صدر روزگار که صدر رفیع تو
بالاتر از مدارج نه چرخ چنبریست
رشحی زنهر جود تو دریای قلزمست
عکسی ز نور رای تو خورشید خاوریست
هر چند رایت از ید بیضا نمونه ئیست
لیکن بدایع سخنت سحر سامریست
باشد غذای طوطی شیرین سخن شکر
شیرین تر آنکه طوطی نطق تو شکّریست
بیمست تا حسود تو از غصّه جان دهد
زینسان که شیوه ی سخنت روح پروریست
ادراک هر کسی نرسد در دقایقت
کار کیست قیمت جوهر که جوهریست
چون ظاهرست در سخنت نطق عیسوی
سر پیش لطف طبع تو ننهادن از خریست
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.