راز سخن

شمارهٔ ۵ - و له ایضاً

زهی ز شرم عطای تو آب گشته بحار

زهی ز شرم عطای تو آب گشته بحار
ز دست حلم تو بر خاک ره نشسته جبال
نجوم ثابته پیش سپهر قدرت پست
زبان ناطقه نزد صریر کلکت لال
ز نسل آدمی و آدمی باستحقاق
زاهل عالمی و عالمی باستقلال
سرای خلد فضایت معوّل دولت
جناب فضل مآبت مقبّل اقبال
بطبع عنصری ای شمس مشرق تفضیل
برای انوری ای بدر مطلع افضال
جمال خورده ز حسن عبارتت تشویر
کمال کرده ز لطف مقالت استکمال
ز راه فضل بفرما که رکن دعوی دار
برین طریق که دعوی کند رسد بکمال

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.