راز سخن

شمارهٔ ۱ - کتب الی الشهریار السعید عزالدین کردانشاه الهرموزی

شاها سزد که در شکرستان مدح تو

شاها سزد که در شکرستان مدح تو
طوطی طبع من شکند هر زمان شکر
از خوان بخشش تو گرم بهره نیست هست
دایم ز شکر عاطفتم در دهان شکر
ز انعام شه که در حق این بنده کرده بود
گفتند هست در بنه ی کاروان شکر
صد کاروان فزون شکر آورد و بنده را
هرگز خبر نشد که چه شد حال آن شکر

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.