راز سخن

شمارهٔ ۲۹۳

زهی روی تو صبح شب نشینان

زهی روی تو صبح شب نشینان
خیالت مونس عزلت گزینان
دهانت آرزوی تنگدستان
میانت نکته باریک بینان
عذارت آفتاب صبح خیزان
جمالت قبله ی خلوت نشینان
بزلف کافرت آوردن ایمان
که اینست اعتقاد پاک دینان
چرا از خرمن حسن تو یک جو
نمی باشد نصیب خوشه چینان
چو این شکّر لبان جان می فزایند
خنک آنان که نشکیبند از اینان
برو خواجو و بر خاک درش بین
نشانهای جبین مه جبینان

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.