راز سخن

شمارهٔ ۲۵۵

چون تو مولی کراست؟ چون تو دوست کجاست؟ هر چه دادی نشان است و آئین فرد است، آنچه یافتیم پیغام است و خلعت برجاست، نشانت بیقراری دل و غارت جان است و خلعت وصال در مشاهده جمال

چون تو مولی کراست؟ چون تو دوست کجاست؟ هر چه دادی نشان است و آئین فرد است، آنچه یافتیم پیغام است و خلعت برجاست، نشانت بیقراری دل و غارت جان است و خلعت وصال در مشاهده جمال
روزی که سر از پرده برون خواهی کرد
دانم که زمانه را زبون خواهی کرد
گر زیب و جمال از این فزون خواهی کرد
یارب چه جگرهاست که خون خواهی کرد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.