راز سخن

شمارهٔ ۲۳۳

الهی در یافتن خود یاری و یادگاری، معنی دعوی صادقانی، فروزنده نفسهای دوستانی آرام دل غریبانی، چون در میان جانی، از بیدلی می گویم که کجائی، جانرا زندگی می باید تو آنی به خود و از خود ترجمانی، به حق تو بر خودت که ما را در سایه غرور ننشانی و به عز وصال خود رسانی،

الهی در یافتن خود یاری و یادگاری، معنی دعوی صادقانی، فروزنده نفسهای دوستانی آرام دل غریبانی، چون در میان جانی، از بیدلی می گویم که کجائی، جانرا زندگی می باید تو آنی به خود و از خود ترجمانی، به حق تو بر خودت که ما را در سایه غرور ننشانی و به عز وصال خود رسانی،
چشمم همی بخواهد دیدارت
گوشم همی بخواهد گفتارت
همت بلند کردند این هر دو
هر چند نیستند سزاوارت

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.