شمارهٔ ۲۳۱
الهی عارف تو را به نور تو میداند و از شعاع وجود عبارت نمی تواند در آتش مهر میسوزد و از نار باز نمی پردازد
الهی عارف تو را به نور تو میداند و از شعاع وجود عبارت نمی تواند در آتش مهر میسوزد و از نار باز نمی پردازد
این جهان و آن جهان و هر چه هست
عاشقان را روی معشوق است و بس
گر نباشد قبله عالم مرا
قبله من کوی معشوقست و بس
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.