راز سخن

شمارهٔ ۲۲۵

الهی دریغا که روزگار بر باد دادیم و شکر نعمت ولی نعمت نگزاردیم دریغا که قدر عمر خویشتن نشناختیم و از کار دنیا به اطاعت مولی نپرداختیم، دریغا که عمر عزیز بسر آمد و روزگاربگذشت

الهی دریغا که روزگار بر باد دادیم و شکر نعمت ولی نعمت نگزاردیم دریغا که قدر عمر خویشتن نشناختیم و از کار دنیا به اطاعت مولی نپرداختیم، دریغا که عمر عزیز بسر آمد و روزگاربگذشت
ای خداوندان مال الاعتبار الاعتبار
ای خداوندان قال الاعتذار الاعتذار
پیش از این کاین جان عذر آور فروماند ز نطق
پیش از آن کین چشم عبرت بین فروماند ز کار
تو به پیش آرید و نادم از گنه کاری خویش
چشم گریان جان لرزان رو سوی پروردگار

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.