راز سخن

شمارهٔ ۱۸۸

خداوندا سزد که اکنون سموم قهر از آن بازداری و کشته عنایت ازلی را به رعایت ابدی مدد کنی الهی گاه گریم که در اختیار دیوم از بس تاریکی بینم، باز ناگاه نوری تابد که جمله بشریت در جنب آن ناپدید بود

خداوندا سزد که اکنون سموم قهر از آن بازداری و کشته عنایت ازلی را به رعایت ابدی مدد کنی الهی گاه گریم که در اختیار دیوم از بس تاریکی بینم، باز ناگاه نوری تابد که جمله بشریت در جنب آن ناپدید بود

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.